الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : مهركش احسان )
288
غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى )
على اقوال 1 ) اظهرها 2 ) عدم الجواز 3 ) [ اقوال مطرح شده در بحث استعمال لفظ در اكثر از معنا ] 1 ) اقوال در اين زمينه مختلف است : 1 - بعضى مطلقا قائل به جواز هستند چه در مفرد و چه در غير آن 2 - بعضى مطلقا قائل به عدم جواز هستند چه در مفرد و چه در غير آن ، چه به صورت حقيقى و چه به صورت مجازى 3 - برخى بين مفرد و غير آن قائل به تفصيل هستند و آن را در غير مفرد يعنى تثنيه و جمع جايز مىدانند . 4 - برخى ديگر بين نفى و اثبات قائل به تفصيل شده و آن را در نفى جايز مىدانند 5 - بعضى از مجوزين هم آن را در مفرد مجاز و در تثنيه و جمع حقيقت مىدانند 6 - بعضى از مجوزين ، آن را فقط عقلا جايز مىدانند نه عرفا ، و برخى ديگر ، هم عقلا و هم عرفا قائل به جوازاند 2 ) اقوال [ دليل آخوند براى عدم جواز استعمال لفظ در اكثر از معنا ] 3 ) مرحوم آقاى آخوند طرفدار عدم جواز به صورت مطلق هستند ، ايشان از آنجا كه حقيقت استعمال را فناء لفظ در معنى مىدانند استعمال لفظ در اكثر از معنى را محال مىدانند توضيح بيشتر اينكه : استعمال يعنى خلق كردن و بوجود آوردن معنى بوسيله لفظ ، يعنى اين لفظ است كه به معنى ماهيت و هستى مىدهد بگونهاى كه لفظ آيينه و مرأت براى معنى مىشود و به قول اصوليين لفظ وجه و عنوان براى معنى به حساب آمده و در آن معنى فانى و مزمحل مىگردد . « 1 »
--> ( 1 ) - نحوه برخورد اصوليين با اين بحث متفاوت است مثلا بسيارى از آنها از قبيل آقاى خودئى ، روحانى ، مشكينى و . . . جواز استعمال لفظ در اكثر از معنى يا عدم جواز آن را منوط به حقيقت و معنى -